تبليغاتX
چنین عروس و چنان خواهر شوهر
سه شنبه 4 بهمن1390
عروس ما - 90

سرما خوردم تمام صورتم پف كرده. ميگم خيلي چشمام درشت بود الان ديگه شده قد فلان خروس. ميگه نه عزيزم اين چه فكري ميكني، مثل هميشه اي.


خواستم بگم يه همچين عروسي داريم ما!

+ نوشته شده در توسط میناهه -- مُدود.
سه شنبه 4 بهمن1390
خواهرشوهر من - 89
ميگم با اين وضعيت قيمت طلا و سكه بيچاره اونهايي كه بايد پول مهريه بدن. اصلا ديه كامل دادن هزينه اش كمتره ميترسم مردم به سرشون بزنه برن يه بيمه شخص ثالث بگيرن و تموم! شوهر گرامي رو نگاه ميكنه ميگه بيمه گذار آشنا خواستي من سراغ دارم.

خواستم بگم يه همچين خواهرشوهري دارم من!
+ نوشته شده در توسط میناهه -- مُدود.
سه شنبه 12 مهر1390
عروس ما - 88
داشتم شاكي بازي در مياوردم و يه سري كلمات بي ناموسي وسطش  ازدهنم در ميرفت، گفت پدال ترمز هم نداري كه نگهت داريم.  چپ چپ نگاش كردم. برگشت گفت: نگفتم افسار پاره كردي كه.


خواستم بگم يه همچين عروسي داريم ما!

+ نوشته شده در توسط میناهه -- مُدود.
سه شنبه 12 مهر1390
خواهرشوهر من - 87

براي تولدش جداگانه از شوهر عزيز يك ساعت اسپريت خريدم. اومده بغلم كرده با ذوق وسط ماچ و بوسه به شوهر عزيز ميگه چقدر عروس خوبه چند تا ديگه هم بگير. داشتم چپ چپ نگاش ميكردم رفت كادو شوهر عزيز رو باز كنه. تا كادو رو ديد گفت قديما زن نداشتي بيشتر خرج من ميكردي حواسم هستا.


خواستم بگم يه همچين خواهر شوهري دارم من!


+ نوشته شده در توسط میناهه -- مُدود.
چهارشنبه 15 تیر1390
عروس ما - 86
با ذوق و شوق لوازم آرايشي كه تازه خريدم رو نشونش ميدم. رنگ‌ سايه‌هايي كه خريدم رو نگاه ميكنه ميگه كاش رنگ‌هاي روشن خريده بودي. اين رنگ‌ها چشمهات رو از اوني كه هست گودتـــــر نشون ميده.

خواستم بگم يه همچين عروسي داريم ما!

+ نوشته شده در توسط میناهه -- مُدود.
چهارشنبه 15 تیر1390
خواهرشوهر من - 87
داريم آلبوم عكس‌هاي بچگيام رو نگاه مي‌كنيم، همه قربون صدقه مي‌رن و تعريف ميكنن، يه نگاه به عكس‌ها ميندازه و ميگه آره بچه بوده خيلي خوشگل بوده بماند كه ملاك حال فعلي افراده.

خواستم بگم يه همچين خواهرشوهري دارم من!

+ نوشته شده در توسط میناهه -- مُدود.
جمعه 6 خرداد1390
عروس و خواهرشوهر در حلقه رندان
وبلاگ ما جزو تقديرشدگان جشنواره وبلاگ طنز حلقه رندان بود.

شال آبي ميناهه خواهرشوهر و شال سبز مدودعروس‌ هستند.

خب ان‌شاالله باور كرديد كه ما دونفريم! البته برادر ميناهه/شوهر مدود با اينكه در عكس نيستند در سالن حضور داشتند.

+ نوشته شده در توسط میناهه -- مُدود.
سه شنبه 30 فروردین1390
خواهرشوهر من - 85
می‌گم نگران یکی از دوستانم هستم که داره ازدواج می‌کنه و فقط قیافه‌ی طرف براش مهم بوده و چشمش رو، رو به همه چیز بسته. شوهر عزیز رو نگاه می‌کنه و میگه نگران نباش، هستن آدم‌هایی که چشمشون رو، رو به قیافه‌ هم بستن.

خواستم بگم یه همچین خواهرشوهری دارم من!


+ نوشته شده در توسط میناهه -- مُدود.
سه شنبه 30 فروردین1390
عروس ما - 84
همه دارن از پیتزایی که درست کردم تعریف می کنن واینکه خمیرش چقدر خوشمزه شده. یه برش میخوره و میگه آره واقعا سوسیسش خوش‌طعمه، بابا از کجا خریدین؟

خواستم بگم یه همچین عروسی داریم ما!

+ نوشته شده در توسط میناهه -- مُدود.
چهارشنبه 24 فروردین1390
خواهرشوهر من - 83
مادرشوهر عزیز می­گه کی کارت تموم می­شه میخوایم شام بخوریم، می­گه همین الان. بقیه اش رو می­ذارم واسه وقتی مدود داره ظرفها رو می­شوره.

خواستم بگم یه همچین خواهرشوهری دارم من!

+ نوشته شده در توسط میناهه -- مُدود.