خواهرشوهر من - 85

می‌گم نگران یکی از دوستانم هستم که داره ازدواج می‌کنه و فقط قیافه‌ی طرف براش مهم بوده و چشمش رو، رو به همه چیز بسته. شوهر عزیز رو نگاه می‌کنه و میگه نگران نباش، هستن آدم‌هایی که چشمشون رو، رو به قیافه‌ هم بستن.

خواستم بگم یه همچین خواهرشوهری دارم من!


عروس ما - 84

همه دارن از پیتزایی که درست کردم تعریف می کنن واینکه خمیرش چقدر خوشمزه شده. یه برش میخوره و میگه آره واقعا سوسیسش خوش‌طعمه، بابا از کجا خریدین؟

خواستم بگم یه همچین عروسی داریم ما!

خواهرشوهر من - 83

مادرشوهر عزیز می­گه کی کارت تموم می­شه میخوایم شام بخوریم، می­گه همین الان. بقیه اش رو می­ذارم واسه وقتی مدود داره ظرفها رو می­شوره.

خواستم بگم یه همچین خواهرشوهری دارم من!

عروس ما - 82

می­گم توی این وضع خراب بازار کار سه تا پیشنهاد کاری خوب بهم شده، دارم به توانایی­های خودم امیدوارم می­شم. میگه تو هر وقت موهات رو قرمز می­کنی به چشم میای.

خواستم بگم یه همچین عروسی داریم ما!