عروس ما - 88

داشتم شاكي بازي در مياوردم و يه سري كلمات بي ناموسي وسطش  ازدهنم در ميرفت، گفت پدال ترمز هم نداري كه نگهت داريم.  چپ چپ نگاش كردم. برگشت گفت: نگفتم افسار پاره كردي كه.


خواستم بگم يه همچين عروسي داريم ما!

خواهرشوهر من - 87

براي تولدش جداگانه از شوهر عزيز يك ساعت اسپريت خريدم. اومده بغلم كرده با ذوق وسط ماچ و بوسه به شوهر عزيز ميگه چقدر عروس خوبه چند تا ديگه هم بگير. داشتم چپ چپ نگاش ميكردم رفت كادو شوهر عزيز رو باز كنه. تا كادو رو ديد گفت قديما زن نداشتي بيشتر خرج من ميكردي حواسم هستا.


خواستم بگم يه همچين خواهر شوهري دارم من!