عروس ما - 88
داشتم شاكي بازي در مياوردم و يه سري كلمات بي ناموسي وسطش ازدهنم در ميرفت، گفت پدال ترمز هم نداري كه نگهت داريم. چپ چپ نگاش كردم. برگشت گفت: نگفتم افسار پاره كردي كه.
خواستم بگم يه همچين عروسي داريم ما!
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۰ ساعت توسط میناهه -- مُدود
|