عروس ما - 94
خواستم بگم یه همچین عروسی داریم ما!
سرما خوردم تمام صورتم پف كرده. ميگم خيلي چشمام درشت بود الان ديگه شده قد فلان خروس. ميگه نه عزيزم اين چه فكري ميكني، مثل هميشه اي.
خواستم بگم يه همچين عروسي داريم ما!
خواستم بگم يه همچين عروسي داريم ما!
براي تولدش جداگانه از شوهر عزيز يك ساعت اسپريت خريدم. اومده بغلم كرده با ذوق وسط ماچ و بوسه به شوهر عزيز ميگه چقدر عروس خوبه چند تا ديگه هم بگير. داشتم چپ چپ نگاش ميكردم رفت كادو شوهر عزيز رو باز كنه. تا كادو رو ديد گفت قديما زن نداشتي بيشتر خرج من ميكردي حواسم هستا.
خواستم بگم يه همچين خواهر شوهري دارم من!
خواستم بگم يه همچين عروسي داريم ما!
شال آبي ميناهه خواهرشوهر و شال سبز مدودعروس هستند.
خب انشاالله باور كرديد كه ما دونفريم! البته برادر ميناهه/شوهر مدود با اينكه در عكس نيستند در سالن حضور داشتند.

خواستم بگم يه همچين عروسي داريم ما!